مرتضى راوندى

216

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بود . رشتهء نسب مازيار از اين قرار است : مازيار پسر قارن است ، قارن پسر ونداد هرمزد است ، ونداد هرمزد پسر فرخان ، و فرخان از نواده‌هاى سوخرا پسر انداذ پسر كارن پسر سوخراى بزرگ بود . قارن ، پسر سوخرا ، از سال 565 م . از طرف انوشيروان به شاهى طبرستان مأمور شد . . . در سال 137 ه . ( 755 م . ) پس از آنكه سنباذ نيشابورى ، از اتباع ابو مسلم خراسانى ، كشته شد ، منصور خليفه اسپهبد طبرستان را به ونداد هرمزد پسر فرخان واگذاشت و او پنجاه سال سلطنت كرد . در حدود سال 160 ه . مردم كه از كارگزاران خليفه ناراضى بودند از ونداد عليه اعراب استمداد نمودند و او با اين تقاضا روى موافق نشان داد و در يك روز معين « همهء مردم طبرستان بر عربان بشوريدند و تمامت آنان را و كارگزاران خليفه را و هركه را كه مسلمان شده بود به باد كشتار گرفتند ، و ساكنان طبرستان در اين امر چنان متفق بودند كه حتى زنان هم كه به عقد عربان درآمده بودند ، شوهران خويش را ريش‌كنان از خانه بيرون آوردند و به دست مردان به كشتن دادند ؛ به طورى كه ديگر در تمام طبرستان يك نفر عرب و مسلمان يافت نمىشد . » « 72 » كوشش خالد برمكى ، كه در عهد خلافت مهدى سعى مىكرد بر ونداد دست يابد ، به نتيجه نرسيد . لشكركشى عمال خليفه به طبرستان براى دومين بار باتدبير ونداد هرمزد به شكست منتهى شد . سرانجام خليفه خالد پسر برمك را به حكومت طبرستان گسيل داشت . خالد به حكم عقل با ونداد هرمزد از در دوستى درآمد ولى جانشين او عمر بن العلاء با او بناى جنگ را گذاشت ولى او نيز ، در نتيجهء اتحاد مردم ، از جنگ نتيجه‌اى نگرفت . در سال 168 ه . خليفه يكى از فرزندان خود ، موسى ، را با لشكرى فراوان به جنگ ونداد فرستاد . در اين جنگها سرانجام ، اعراب پيروز شدند . با مرگ مهدى ، هادى راه بغداد پيش گرفت و ونداد كه قول همكارى را با خليفه داده بود بار ديگر راهى طبرستان شد . در اين ايام ، هادى نيز درگذشت و هارون الرشيد به خلافت رسيد ( 170 ه . ) در دوران خلافت هارون الرشيد ، با وجود پيروزيهايى كه نصيب اعراب شد ، ونداد هرمزد از راه عقل و تدبير موقعيت خود را در دستگاه خلافت از دست نداد و با بخشيدن زمين و ملك به مأمون ، مورد محبت و اعتماد خليفه قرار گرفت و بار ديگر با مقام سپهبدى طبرستان ، راه زادگاه خود را در پيش گرفت . در سال 193 ه . خليفه در راه سفر به خراسان قارن و شهريار را از رى پيش پدرانشان فرستاد و خود به طوس كه رسيد درگذشت . و چنان كه مىدانيم در جنگى كه بين مأمون و امين بر سر خلافت درگرفت ، ايرانيان جانب مأمون را ، كه از طرف مادر ايرانى بود ، گرفتند و به همت طاهر ذو اليمينين امين در بغداد كشته شد و مأمون در سال 198 به خلافت رسيد . از پسران ونداد هرمزد ، قارن جانشين او گشت . قارن پس از چندى به دعوت خليفه به لشكرگاه او شتافت و در جنگ با روميان شركت جست و جسارتها نشان داد و مورد عنايت خليفه قرار گرفت . از او خواستند كه مسلمان شود ولى نپذيرفت و راه زادگاه خود پيش گرفت . وى در سال 210 ه . درگذشت و فرزندى دلير و توانا به نام مازيار از خود به يادگار گذاشت . مازيار ، چنان كه گذشت ، نخست مخالفان و معاندان خود

--> ( 72 ) . همان ، ص 15 به بعد ( به اختصار ) .